على اصغر شميم
611
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
بودم ، با فدويت خانوادگى كه به حضرت اشرف آقاى مشير الدوله داشتم در ليلهى هفتم اسد توسط حضرت معظم له مراتب را به عرض خاكپاى همايونى رسانده و بدبختانه به صدور دستخط جوابيه نائل نگرديدم . غرض از استدعاى تشريففرمايى ( يعنى حضور در تلگرافخانه براى مخابره حضورى ) اين است كه علاوه بر اينكه عمليات دولت حاضره و شخص آقاى رئيس الوزرا اقلا آن قسمتى كه در خراسان شده منافى با مصالح مملكتى است بنده شخصا هيچ اعتماد و اطمينان به حضرت ايشان ندارم و به همين دليل حاضر قبول هيچ خدمتى نيستم و نمىتوانم با داشتن اقتدار ظلم را ديده و چشمپوشى كنم » . « از حضرت معظم استغاثه و استرحام مىكنم وسايل معافى از خدمت بنده را فراهم فرموده و يا اينكه با مستدعيات همراهى فرمايند . خدا شاهد است كه اين وضع پايدار نمىماند و ممكن نيست كه با اين ترتيب امورات مملكت اصلاح شود . من آنچه تكليف سربازيم بود ، عرض كردم و در مقابل هر پيشامد ناگوارى خود را به كلى بىگناه مىدانم و حاضرم در هر محكمه كه از روى عدالت قضاوت شود اظهارات خود را با اسناد مثبته به ثبوت برسانم - محمد تقى » . كلنل محمد تقى فرماندهى ژاندارمرى خراسان از نظر دولت مركزى ياغى و متمرد شناخته شده بود و قوام السلطنه در همان حال كه متنفذين محلى و سران ايلات و عشاير و فئودالهاى خراسان را عليه كلنل برمىانگيخت به وسايل غيرمستقيم مىخواست از بروز جنگ داخلى كه طبعا بين دو دسته از نيروهاى دولتى روى مىداد ، جلوگيرى و كلنل را به طريق راضى و به راه صلح و مسالمت رهبرى كند و حتى به او پيشنهاد كرد كه حقوق دو سالهى خودش را بردارد و به اروپا سفر كند ولى كلنل كه فرستادهى دولت مركزى كلنل گلروپ رئيس سوئدى ژاندارمرى و همراهان او را در نزديكى مشهد خلع سلاح و از ورود آنان به مشهد جلوگيرى كرده و علنا راه طغيان را پيش گرفته بود ، به پيشنهادهاى دولت وقعى نگذاشت . دربارهى روحيات كلنل و نظر او نسبت به بيگانگان ملك الشعراى بهار مىنويسد كه او نه با خارجيان عداوت داشت و نه تسليم و نه نوكر آنها مىشد ، اما روابط او با روسها در اوايل حكومت سيد ضياء الدين كه رفيق روتشاين ( وزيرمختار شوروى در ايران ) از خراسان به تهران مىآمد ، كلنل شبى از او پذيرايى خوبى كرد . . . با انگليسها هم روابط كلنل بد نبود و حتى مىگويند كه كنسول انگليس در اصلاح بين كلنل و دولت وساطت كرده بود و قبول نيفتاد . اما بعد از طغيان كلنل و قطع روابط او با دولت ، بديهى است كه روابط او با كنسول انگليس تيره شده و به تقاضاى آن وقعى نمىگذاشت و تمام كسانى كه با كنسولخانه ارتباطى داشتند ، حتى صاحب منصبانى كه مظنون به مراوده بودند ، دستگير و توقيف كرد و تلگرافچىهاى انگليسى را از تلگرافخانه مشهد بيرون راند و عمليات كنسولخانه را تحت تفتيش قرار داد .